جمال الدين محمد الخوانساري
57
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
وزيان رسيده نمائى چنانكه بر قياس بر آنچه در شرح فقره سابق مذكور شد ظاهر مىگردد . 3810 انّك مخلوق للآخرة فاعمل لها . بدرستى كه تو آفريده شده از براي آخرت پس عمل كن از براي آن . 3811 انّك لن تخلق « 1 » للدّنيا فازهد فيها واعرض عنها . بدرستى كه تو آفريده نمىشوى از براي دنيا پس بي رغبت باش در آن وروبگردان از آن وخطاب در اين فقره گويا با كسى است كه هنوز مخلوق نشده ومخلوق خواهد شد ، وممكن است كه ترجمه اين باشد كه مخلوق نيستى پس احتياج بتكلفى نيست . 3812 انّك موزون بعقلك فزكّه بالعلم . بدرستى كه تو سنجيده مىشوى بعقل خود پس فزايش فرما آن را بعلم . مراد اين است كه : قدر هر كس بقدر عقل ودريافت اوست پس هر چند كسى تواند عقل خود را فزايش دهد ونموّ فرمايد قدر خود را زيادة كرده خواهد بود وظاهر است كه تحصيل علوم باعث فزايش وزيادتى عقل مىگردد پس بايد آن را فزايش فرمود بآن تا باعث زيادتى قدر گردد . 3813 انّك مقوّم بأدبك فزيّنه بالحلم . بدرستى كه تو بها كرده شوى بادب تو پس زينت ده آن را ببردبارى يعنى زينت ده أدب خود را ببردبارى كه بهترين آداب است وسبب زينت آنها مىگردد تا باعث زيادتى قيمت وبهاى تو گردد . 3814 انّ ورائك طالبا حثيثا من الموت فلا تغفل . بدرستى كه از عقب تو جوينده است شتابان كه آن مرگ باشد پس غافل مباش از آن
--> ( 1 ) چون عبارت نسخه شارح ( ره ) چنين بوده هم در أصل وهم در ترجمه بزحمت افتاده وصحيح همانا « لم تخلق » است يعنى تو آفريده نشدى يا آفريده نشده .